
خدا آن ملتــــی را سروری داد که تقدیرش به دست خویش بنوشت
به آن ملت سر و کاری ندارد که دهقانــش برای دیگران کشت
بندش راه در پهلوی دیگر مشکلات جدی، یکی از اساسی ترین مشکل در جامعه ی امروزی این سرزمین بوده است. اینکه چنین مشکلات در چه وقت و زمان حل میگردد، را کسی هم نمیداند. احکام مقام ریاست جمهوری نادیده گرفته میشود، مشکلات مردم که باید اعتماد آنها را در دست داشت، مرفوع نمیگردد و ازدهام ترافیک و بیروبار در شهر نمای شهر را زیر صفر میسازد. آیا این همه از وظایف کیها اند تا با وظایف خویش از این به بعد آشنایی حاصل کنند.
در کشورهای جهان سوم که نگاه شود، چنین مشکلاتی که در شهرهای بزرگ و کوچک کشورمان قرار دارد، در آنها دیده نمیشود. اینکه جواب چرا همه جنجالها و مشکلات تنها در این سرزمین است را از کی جویا شوم، نمیدانم. مقام ریاست جمهوری کشور احکام پی در پی در این مورد امضا نموده اند. هیئت های از ارگانهای ملکی و نظامی همواره بعد از اصدار احکام ریاست جمهوری، تعیین و در اوایل کار، وظایف را به گونه ی به جدیت آغازگر بوده اند، آرام، آرام خاموشی اختیار مینمایند. از تعقیب احکام جناب رئیس جمهوری نیز کسی گزارش نمیدهد. آقای رئیس جمهوری یک حکم نه بلکه احکام پی در پی ای در برداشتن موانع از شهر کابل را امضا نموده اند ولی به جدیت و درستی هیچ یک از مقامی آنها را تعقیب و پیگیری ننموده است.
در گزارش از رادیو آزادی که به روز سه شنبه مورخ 12 جوزای 1388 از مجلس ...

مهم نیست که معرفی شوم. مهم آن است که درست بنویسم، بدانم و بدانید. نمی خواهم نوشته ام نوشته بماند و بس. میخواهم زندگی را دوست خود داشته باشم و با مشکلات مجادله نمایم تا به آرمانها و آرزوهای که دارم، برسم. میدانم که نیت عالی و حقیقی در کار نتیجه ی عالی و مثبت دارد.